تبليغاتX
 tap-toop -



          
  آینه ی سفر
 

مسافر از کنارِ من ساکتُ بی صدا گذشت
 
رفت تا تو خاطرات من شاید بشه یه سرگذشت
 
مسافری که هر قدم با منُ مثلِ سایه بود
 
منُ تو غُربت جا گذاش، رَف با بودُ نَبود
 
مسافِرِ خسته ی مَن، مَن از تو خسته تَر بودم
 
تُو رفتیُ پَر کشیدی، مَن که کبوتر نبودم
 
رفتی رسیدی آسمون، خوب می دونم قَد کشیدی
 
امّا تو آینه ی َسَفر، چشمای خیسُ ندیدی
 
دلم می خواد داد بزنم، نفرین بِه هر چی سَفرِه
 
آخرِ قصّه ی سفر، این عشقِ که دربِدرِ
 
سفر اَگِه قصّه باشه، آخرِ قصّه مُردَنِ
 
از غصّه دل شکستنُ، به گریه دِل سِپردن ِ
 
مسافِرِ ساده ی من، از کی فرار کردی بگو
 
نیستی ولی خیالِ من، نشسته با تُو روبرو
 
فاصِله بینِ منُ تُو، دُرُستِه صد تا نَفَسِه
 
امّا هوای ِ سبزِ تُو، پیشِ دلَم تو قَفسِه....

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/06/16ساعت 11:29 AM توسط lootoos |