می دونی
یهویی می بینی که داره ته چشماتو می بینه،توی دایرهی خودت،
یهویی میبینی این یکیه که بلده تو رو از توی چشمات بخونه
یهویی قلبت مچاله میشه و میریزه پایین
یهویی نگاهتو از نگاهش میکشی بیرون و یه جای دیگه را نگاه می کنی
ممکنه یهویی صدای قدمهاشو بشنوی که داره میاد طرفت که بگه خوندمت
ممکنه هم بره و هیچوقت دیگه نبینیش
میدونی؟


