تبليغاتX
 tap-toop
ده جمله برای به دست آوردن دل خانم ها
 
 
 
چیزهایی هست که هر مردی لازم است درباره شریک عاطفیش از آنها مطلع باشد. مثل این که چه حرفهایی باعث خوشحالی دوست دخترش یا نامزدش یا همسرش می شود. دخترها هیچ وقت از شنیدن تمجید سیر نمی شوند و اگر مردها این خواسته خانم ها را برآورده کنند، در عوض بیشتر از سوی آن خانم مورد توجه قرار می گیرند. ده جمله ای که اکثر دختران عاشق شنیدنش هستند از این قرار هستند؛ «عزیزم امروز روز خوبی داشتی؟». «واقعا تو چقدر خوشگل و لوندی». «درباره این موضوع چه احساسی داری؟». «می دونستی تو از سایر دوستانت خیلی خوشگلتری؟». «تو واقعا خیلی باهوش و زرنگی». «می خواهم همه عمرم با تو باشم». «تو بهترین دوست منی». «تو در آینده یک مادر ایده آل می شوی». «تو زندگی منو کامل می کنی».

 

+ نوشته شده در جمعه 1385/07/28ساعت 3:21 PM توسط lootoos |


 
شنيدن اين آهنگ روبه همه شما توصيه مي كنم !bring it on
 
http://www.rp-online.de/layout/showbilder/8871-chris_de_burgh.jpg
 
Chris De Burgh
Shadow Of the Mountain
 
كريس دِ برگ
 
حكايت يك مرد 2006
سايه ي كوهستان
 
 
ديشب باز تو روياهام حس كردنم در كنارت بودم
 
من حس كردم اون لب هاتو ...
دنياي من دوباره داره به پايانش نزديك ميشه ...
 
پايين  سايه اي كه كوهستان رو پوشونده
ما تا آخرين لحظه اي كه روز بود به هم عشق ورزيديم
اما خورشيد با طلوعش رويا و و خواب منو از بين برد ،
من از خواب بيدار شدم ! باورم شد كه تو اينجا بودي
ولي دوباره اون روز رسيد و  سايه اي روي كوه رو پوشاند .
 
من با تو خواهم بود تا وقتي كه خدمت نظامي ام تموم بشه ...
 
موقعي كه بادهاي تابستاني شروع به وزيدن مي كنند ...
پيش  درختان زيتون و ميخچه هاي طلايي
صداي نجوا از بالاي كشتزار بالاي تپه محلي كه من تو اونجا متولد شدم به گوش مي رسه ...
 
و اينجا در شهر رم همه صحيت ها در مورد جنگ هست
ولي همه اين حرف هارو همشه از زبان سزار تا به حال شنيده ايم
من فكر مي كردم خيلي قوي هستم ، ولي فهميدم كه قلبم
متعلق به معشوقه اي هست كه در زير سايه كوهستان در انتظار منه ...
 
بادهاي تابستاني شروع به وزيدن مي كنن
و  موقعش رسيده كه منو ببيني
صداي نجوا از بالاي تپه بالاي شهر بمبئي جايي كه من اونجا متولد شدم به گوش مي رسه
من و تو زير سايه كوه وسويس با هم ديگر هستيم و تا آخرين نفس باهم زندگي و با هم  خواهيم مرد
 
ديشب دوباره خواب ديدم كه تو كنارم هستي ....rose
+ نوشته شده در جمعه 1385/07/28ساعت 3:12 PM توسط lootoos |


deletoon miyad man be in mehrabooni montazere offatoon bemoonam nazar bedin khob

ey khodaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/27ساعت 11:55 PM توسط lootoos |


 شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه‌ي گل‌هاي نيلوفر صدا كردم
تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ‌ آرزوهايت دعا كردم
 
پس از يك جستجوي نقره‌اي
 
در كوچه‌هاي آبي احساس
 
تو را از بين گل‌هايي كه در تنهايي‌ام روييد با حسرت جدا كردم
 
و تو در پاسخ آبي‌ترين موج تمناي دلم گفتي
 
دلم حيران و سرگردان چشماني‌ست رويايي
 
و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم
 
تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم
 
همين بود آخرين حرفت
 
و من بعد از عبور تلخ و غمگينت
 
حريم چشم‌هايم را به روي اشكي از جنس غروب
 
ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم
 
نمي‌دانم چرا رفتي؟
 
نمي‌دانم چرا، شايد خطا كردم
 
و تو بي‌آنكه فكر غربت چشمان من باشي
 
نمي‌دانم كجا، تاكي، براي چه
 
ولي رفتي و بعد از رفتنت
 
باران چه معصومانه مي‌تابيد
 
و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت
 
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد
 
و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره
 
با مهرباني دانه برمي‌داشت
 
تمام بال‌هايش غرق در اندوه غربت شد
 
و بعد از رفتن توآسمان چشم‌هايم خيس باران بود
 
و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي‌تو
 
تمام هستي‌ام از دست خواهد رفت
 
كسي حس كرد من بي‌تو
 
هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
 
و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد!
 
كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد
 
هنوز آشفته‌‌ي چشمان زيباي توام
 
برگرد!
 
ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
 
و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد
 
كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت
 
تو هم در پاسخ اين بي‌وفايي‌ها بگو
 
در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم
 
و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد
 
ميان انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است
 
و من در اوج پاييزي‌ترين ويراني يك دل
 
ميان غصه‌اي از جنس بغض كوچك يك ابر
 
نمي‌دانم چرا؟ شايد به رسم و عادت پروانگي‌مان باز
 
براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/27ساعت 10:14 PM توسط lootoos |


دلم گرفته و تنها جای رو که پیدا کردم واسه نوشتن ....

گاه و بیگاه دلم بد جوری برای خدا تنگ میشه یه وقتایی دلم میخواد بهم وقت بده و تو یه جلسه خصوصی دو نفره درد دلامو بشنوه . اون منو از ملاقاتش به خاطر نگرفتن وقت قبلی محروم نمیکنه هیچ وقت اسمم برای صحبت با اون وارد لیست انتظار نمیشه که معلوم نیست کی نوبت به من برسه ، محاله ، محاله ممکنه بهم بگه نمیپذیرمت .

خیلی بزرگواره ، با وجودی که بالاترین مقام این دنیای شلوغه ، هیچ وقت منتظرم نمیذاره . گاهی اوقات براش نامه مینویسم و میدونم که نامه هامو بی جواب نمیذاره . وقتی توی دفتر خاطراتم نامه هامو مرور میکنم میبینم که حتی یه دونش هم بی جواب نمونده .

شبای پیش که تا دمیدن صبح مهمونش بودم ، با هم یه قول و قراری گذاشتیم ، اون به من قول داد همیشه مراقبم باشه و کمتر از عالی ترین بهم نده و من بهش قول دادم ، حتی اگه دل بیقرارم در حسرت ارزویی بال بال میزد و شوق استجابت دعایی به اتشم میکشید با تموم وجودم بدون ذره ای تردید ، اول بگم اجازه خدایا ؟ بارالها ! تو اجازه میدی؟ تو صلاح میدونی؟

اگه تو ناراضی باشی ، دلم به نارضایتیت راضی نمیشه . میدونم اخه تو دوستم داری ، بیشتر از خودم حتی! وهمیشه برام بهترین ها رو خواستی ، اصلا از خوبی بی انتهای تو ، بد خواستن برای بنده هات محاله .

اعتراف میکنم قول سنگینیه و عمل کردن بهش مثه به زبون اوردنش کار ساده ای نیست . برای همین از خودش خواستم و بهش گفتم : من فقط یه بنده ام . چیزهایی هست که تو میدونی و من هیچ وقت نمیدونستم و شاید هیچ وقت هم نفهمم .

اتفاقاتی می افته که ذهن محدود من قادر به تعبیرش نیست ، چشمای قاصر من قادر به دیدن اون چه پشتش هست ، نیست . دلایلی مخفی هست که شاید برای همیشه مسکوت و مکتوم بمونه . اسراری هست که شاید دونستنش ، فهمیدنش ، تو ظرف ادراک و گمان من نگنجه .

اینو تو میدونی ، پس برای لحظه های دشوار ، به من قدرت و تحملش رو ببخش.

منو به اون نقطه برسون که همیشه یادم بمونه ، همه چیز از سوی تو خیر مطلقه ، حتی ا گه ظاهری دردناک دشوار و عذاب اور داشته باشه .

گاهی اوقات ارزوهایی داشتم و تو زیر نامه ارزوهام نوشتی "نه" راستش اولش دلم میگرفت ، حس خوبی نداشتم ، شاید به خاطر جنسم بود که سمبل حس و عاطفه ست . با خودم میگفتم برای همه " اره " برای من " نه " !!! منو ببخش که یه وقتایی از سر بی صبری و ناشکیبایی ، تو خلوت وتنهاییم ازت میپرسیدم اخه چرا ؟ وقتایی که هر چی فکر میکردم ، فکر اسیر خاکم به هیچ جا نمیرسید ، دنبال دلیل میگشتم ودلیلی پیدا نمیکردم ،پیش می اومد که با یه بغض توی گلوم تکرار کنم ، اخه برای چی ؟ مگه من بنده تو نیستم ؟ چی میشه اگه .....؟

یه وقتایی از سر بی حوصلگی و فراموشکاری بهت گله میکردم . چقدر از بزرگواریت شرمنده ام ، که منو در تموم لحظات ناشکریم ، توی تموم لحظات خشم بی جایم ، توی تموم لحظه های بی صبریم ، با محبت تحمل کردی ، نه تنبیهم کردی ، نه حتی ذره ای محبتت رو ازم دریغ کردی .

توی تنها ترین لحظات تنهاییم ، درست همون موقعی که فکر میکردم دیگه هیچ کس نیست ، وقتی احساس میکردم تنهایی توی گور را میفهمم ، برام یه نشونه میفرستادی که من خودم باهاتم تا اخرین لحظه ، برای تموم لحظه هات همراهتم و چند بار باران رحمت تو در اوج تنهایی هام از پنجره اتاق سرک کشید و صدام کرد و با محبت تموم اشکهام و پاک کرد . من که میدونم این دست مهر تو بود به شکل باران !

من تنها بنده تو نبودم اما یه لحظه هم تنها رهام نکردی ، فراموشم نکردی . تو تنها خدای من بودی اما من بارها ........

تو تنها و محکم ترین قوت قلب دل تنهام توی طوفان های زندگیم ، تو ابتدا واصل ارامشم ، تو از من به من نزدیک تر بودی ، نمیدونم که چطور گاهی اوقات چشمای غافلم ندیدت ، اما تو هیچ وقت حتی لحظه ای ترکم نکردی.

روزهایی بود که فکر میکردم با من قهری یا فراموشم کردی ، تو حتی در همون لحظه ها، با همون فکراشتباه که از به خاطر اوردنش شرمنده میشم ، از من قهر نکردی.

من دوستت دارم ، منو ببخش اگه قولم مثه خودم کوچیکه ، اما دلم به بزرگی بی حد تو خوشه وپشتم به کمکهای تو گرم . از تو سپاسگزارم که با بزرگواری همیشه کمکم کردی.

تو همونی که هر وقت ازت یاد کردم ، بهم امید بخشیدی ، توی یادت یه چیزی هست که منو زیر و رو میکنه ،غصه هامو میشوره و دلشکستگی هامو ترمیم میکنه . چیزی که در هیچ چیز غیر از یاد تو نیست . هر وقت خواستم ببینمت ، بی درنگ با مهربونی ، در رو به روم باز کردی ، نگاه نکردی گناهکارم ، حذفم نکردی .

من همیشه دست خالی دیدنت اومدم ، تو همیشه با دست پر روانه ام کردی . هر وقت صدات کردم طوری بهم جواب دادی که انگار مدتهاست منتظرم بودی. هر وقت گیج و سر در گم، ندونسته سر از بیراهه دراوردم ، خودت صدام کردی. گاهی با تلنگر اتفاقات ساده روزمره ، منو از ادامه یه راه غلط منع کردی .

حتی اون موقع که ازم مکدر بودی با بزرگواری ابروم رو حفظ کردی .

تو همیشه خدا بودی ومن همیشه کمتر از یه بنده

به من از صفات و ذاتت بالهایی ببخش تا جسم خاکی من به روح اسمانی تو نزدیکتر بشه

خدایا میخوام هر قدم کوچکی که بر میدارم گامی باشه که من رو به نزدیکتر میکنه

به حافظه ام قدرتی ببخش تا اجازه گرفتن از تو رو هیچ وقت از خاطر نبره ، به اراده ام همتی ببخش ، تا استوار بر این عهد پا برجا بمونه

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/27ساعت 10:9 PM توسط lootoos |


تو که خود میدانی ,
تو که خود میدیدی ,
    راستی !
تو خودت میگفتی :
" که چقدر تنهایی ؟!"
                            ...
باز این آتش حسرت ز درون رگ و اعضای وجود سردم , شعله ور میگردد
                            ...
     گوش تو با من نیست؟!
                             با تو هستم , "........." !
  تو فقط میدیدی ,
  تو فقط فهمیدی ,
           که چه سان تنهایم ؟!
ولی ای وای ! دریغا ! ای کاش ...
این دریغ و افسوس , حسرت وانفسا ؛
بی ثمر میماند , بی اثر خواهد بود 
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/27ساعت 10:0 PM توسط lootoos |


فال اشکال هندسی
شايد شما هم جزو افرادى هستيد كه در دوران تحصيل درس هندسه برايتان هيچ جذابيتى نداشته و احتمالاً از شنيدن نام آن بيزاريد ولى چند لحظه اين موضوع را فراموش كنيد. بعد ساده ترين اشكال هندسى را به خاطر بياوريد؛ مربع، مستطيل، مثلث، دايره و منحنى. سپس خيلى سريع و بدون اينكه زياد به مغزتان فشار بياوريد شكلى را انتخاب كنيد كه بيشتر از همه مى پسنديد. در حقيقت يك تست روانشناسى پيش روى شما قرار دارد كه با توجه به انتخابتان بسرعت نشان مى دهد شما در زندگى چه جور آدمى هستيد و در چه مشاغلی احتمال موفقیتتان بیشتر است!
 
 
 
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/27ساعت 9:22 AM توسط lootoos |


 

 

 

 

 

 

 

 


قدر اهل درد صاحب درد می داند که چیست

مرد صاحب درد ، درد مرد می داند که چیست


هر زمان در مجمعی گردی... چه دانی حال ما؟؟

حال تنها گرد، تنها گرد می داند که چیست


رنج آنهایی که تخم آرزویی کشته اند

آن که تخم حسرتی پرورد می داند که چیست


آتش سردی که بگدازد درون سنگ را

هر که را بودست آه سرد می داند که چیست


بازی عشقست کینجا عاقلان در شش درند

عقل ، کی منصوبه ی این نرد می داند که چیست؟؟؟


قطره ای از باده عشقست صد دریای زهر

هرکه یک پیمانه زین می خورد می داند که چیست


وحشی آن کس را که خونی چند رفت از راه چشم

علت آثار روی زرد می داند که چیست

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/07/26ساعت 10:17 PM توسط lootoos |



فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن

-------------------------------

دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی

-------------------------------

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد

-------------------------------

اگه سهم من از این همه ستاره فقط سو سوی غریبی است , غمی نیست . همین انتظار رسیدن شب برایم کافی است.

------------------------------

ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی , در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی

--------------------------------

ستاره به چشم کوچک می نماید , اما این گناه چشم است نه کوچکی ستاره , درستهایی که کمک میرسانند , مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند.

--------------------------------
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

براي عشق خودت باش ولي خوب باش.

------------------------------

عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم

------------------------------

گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود


------------------------------

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

----------------------------

آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چی؟
ماه میگه: یعنی اومدن دوباره‌ی تو
ماه میگه؟ تو بگو عشق یعنی چی؟
آسمون میگه : انتظار دیدن تو

------------------------------

انسان با سه بوسه تکميل مي شود
1- بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري
2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني
3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري


-------------------------------

با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند

--------------------------------

زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من,عقل نالید کجا حل شود مشکل من , مرگ خندید در خانه ی ویرانه ی من
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/07/26ساعت 10:11 PM توسط lootoos |


امضا شناسي


کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء مي‌كنند انسان‌هاي منطقي هستند q


كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌كنند دير منطق را قبول مي‌كنند و q
بيشتر غير منطقي هستند


كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي‌كنند لجاجت و پافشاري در امور دارند q


كساني كه از خطوط افقي استفاده مي‌كنند انسان‌هاي منظّم هستندq


كساني ك با فشار امضاء مي‌كنند در كودكي سختي كشيده‌اندq


كساني كه پيچيده امضاء مي‌كنند شكّاك هستند q


كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند q


كساني كه در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند q


كساني كه اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را q
نشناخته‌اند


كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌كنند ، كساني هستند كه مي‌خواهند به قله q
برسند

بي شک بيان مطالب افکار مختلف نشانه ي تائيد آن نمي باشد
+ نوشته شده در یکشنبه 1385/07/23ساعت 8:48 PM توسط lootoos |


+ نوشته شده در شنبه 1385/07/22ساعت 8:52 PM توسط lootoos |


+ نوشته شده در شنبه 1385/07/22ساعت 8:48 PM توسط lootoos |


+ نوشته شده در شنبه 1385/07/22ساعت 2:3 PM توسط lootoos |


 دوستت دارم

اما نمی توانم بیانش کنم
تو مثل سرابی
 یا نه ... بهتر بگویم مثل آب دریایی . تشنگی را رفع نمی کنی
وقتی می بینمت بیشتر دلم تنگت می شود ... از دیدنت سیرنمی شوم
                                             دوستت دارم
تو هما نی که گفتی : دل مهربانت را در مقابل من به آهن به سنگ بسپار
و مرا به سرخی خون دل شقایق
اما من جز به تو دل به کسی نمی دهم این دل فقط مال توست 
فقط دوستم بدار و ترکم نکن 
روز رفتنت روز مرگ شقایق ..روز زردی دل سبز من است
دوستت دارم
تو همانی که می گفتی : من در عالم سرد خودم باید آنقدر تنها بمانم
و آنقدر تنها بگریم که تمام نوشته هایم بوی باران بگیرد
اما من می گویم که سردی دلت را به من بسپار و گرمی دل من از آن تو
فقط بدان که با یک دل سبز

دوستت دارم

+ نوشته شده در جمعه 1385/07/21ساعت 10:51 AM توسط lootoos |


دلایلی که باعث میشود تو زنی را دوست داشته باشی   
                                  
چتر حمایت او را احساس می کنی.. ...... .زمانی که خواهر توست

گرمای محبت او را احساس می کنی..... ...زمانی که دوست توست.....

هیجان و عشق او را احساس می کنی.... ...زمانی که عاشق توست

از خود گذشتگی او را احساس می کنی.......زمانی که همسر توست......

پرستش وایثار او را احساس می کنی..........زمانی که مادر توست....
دعای خیر او را احساس می کنی..........زمانی که مادر بزرگ توست

وباز هنوز او استقامت دارد....

قلب او بسیارظریف و شکننده است

بسیار شوخ وشیطان..
بسیار فریبا..
بسیار بخشنده..
بسیار خوش آهنگ...
او یک زن است
+ نوشته شده در جمعه 1385/07/21ساعت 10:48 AM توسط lootoos |




طالع بینی شخصی

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/20ساعت 6:6 PM توسط lootoos |


 در سرخي شفق بر سر دار نام جاودانه عشق خانه مي كند
تا ليلاي من به سنگ بنفشه هاي قبيله مغمومم قطره قطره عصاره دل را نثار كند
و هزاران شاخه گل سرخ را در كشتزار سوخته ام بنشاند
نامت در گلوگاه من نماز مي خواند
تا ايمان رميده دلم شرم تمامي تنت را در يابد
آه ليلاي من تو مي تواني به گل بوته هاي سبز نيزارت ريسمان افتخار بياويزي
تا حنجره خونينم را عاشقانه به بلنداي آن بيارايم
تو مي تواني سر سپردگي مرا حتي تا ميان قبيله ام هوار كني
و زخم سينه ام را با هزاران خنجر آبگون معنا كني
اما ليلاي من غرور شعرم را نمي تواني از لبان تشنه ات بزدايي
ليلاي من بي نهايت نامت را به شهادت قلبم خواهم سپرد
و از سرخ گيسان ديارم ميخواهم
تا حجله گاه خونينم را از گل خنده هاي عاشقانه ات بيارايند
ليلاي من شايد روزگاري ديگر
پيرمردي با خيزران زرد و سروده هاي سرخ
گذرگاه قبيله را
به ليلايي به نبندد
و او باز هم ليلاي خويش را صدا كند
...........
شايد آن دو ما باشيم
اين متن يه يادگاري بود كه واستون نوشتم اسم اصلي نويسندشم نمي دونم
از اينكه انقد به من لطف داريد ممنونم
ببخشيد كه نمي تونم جواب همه رو بدم
باور كن من ياد تورا از كلبه دلم نرانده ام اما كلبه ام را ويران كردند تا به تو نينديشم
و اشكهايم را ربودند تا بدرقه راهت نكنم
.........
كوكب بخت مرا هيچ منجم نشناخت!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/20ساعت 5:50 PM توسط lootoos |




+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/20ساعت 10:59 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/20ساعت 10:42 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/20ساعت 10:35 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/20ساعت 10:8 AM توسط lootoos |


Download Video

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/13ساعت 8:41 PM توسط lootoos |


زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند

ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر

مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي...

براي ازدواجش ــ در هر سني ـاجازه لازم است ولي تو هر زماني بخواهي
به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني!

در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد.
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني

او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر....
و هر روز او متولد ميشود؛عاشق مي شود       مادر مي شود         پير مي شود و  ميميرد
وقرن هاست كه او
عشق مي كارد و كينه درو مي كند

چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان
جواني بر باد رفته اش را مي بيند


و در قدم هاي لرزان مردش ، گام هاي شتابزده جواني براي رفتن


و درد هاي منقطع قلب مرد ، سينه اي را به ياد مي اورد كه تهي از دل بوده
و پيري مرد
رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند...


و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد.
____________ _____

خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است

  

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/13ساعت 7:46 PM توسط lootoos |


عشق از نگاه مردم

عشق از ديد حاج آقا: استغفرالله باز از اين حرفای بی ناموسی زدی؟!
(جمله عاشقانه: خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت کنه)

عشق از ديد يک رياضيدان: عشق يعنی دوست داشتن بدون فرمول!
(جمله عاشقانه: آه عزيزم به اندازه سطح زير منحنی دوستت دارم)

عشق از ديد رحيم گوشکوب بقال سر کوچه:
والا زمان ما عشق مشق نبود. ننمون رفت اين فاطی اتوماتيک رو واسمون گرفت!
(جمله عاشقانه : هوی فاطی شام چی داريم ؟)

عشق از ديد مرتضي ايدزي (در زندان): اوچيكتيم عشقي!
(جمله عاشقانه : خاك زير پاتيم ... نشاشي كه گل ميشيم)

عشق از ديد ننه بزرگم:
نزن ننه اين حرفارو! راستي اين دختر بتول خانوم خيلي دختر خوب و با كمالاتيه!
(جمله عاشقانه : بريم خواستگاري ...)

عشق از ديد دوست دخترم: عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه جراحي دماغمو نميدي؟! واسه ناهار هم بريم سورنتو... ناديا و دوستشم ميان... دوست ناديا واسش يه ماتيز گرفته! تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اينهمه دوستت دارم يه پرايد بخري؟!
(جمله عاشقانه: عزيزم گوشي سوني ميخوام... راستي دوستت هم دارم!)

عشق از ديد غلام شوفر: رادياتور عشق من از برايت جوش آمده! باور نداري بر آمپرم بنگر!
(جمله عاشقانه: عزيزم دوست دارم! بووووو بوووووو بوووووغ)

عشق از ديد دختراي ترشيده: خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم؟!
(جمله عاشقانه : يا شابدالعظيم ۱۰۰۰ تومن نذرت كه بياد خواستگاريم)

عشق از ديد ارازل و اوباش (جوات): عشق مشق سرش گرده! خونه خالي نداري؟
(جمله عاشانه : بوووق... آبجي مياي بريم كثافتكاري ؟)

عشق از ديد بابام: آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه؟! حالا بگو ببينم باباش چي كارست‌؟
(جمله عاشقانه: برو دختر حاج آقارو بگير)

عشق از نگاه ننم: وا مگه تو امسال كنكور نداري؟! عشق باشه واسه بعد!
(جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت)
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/07/04ساعت 11:11 AM توسط lootoos |


مقایسه دختر و پسر های ایرانی

وقتي يک دختر حرفي نميزند
ميليونها فکر در سرش مي گذرد

وقتي يک دختربحث نميکند
عميقا مشغول فکر کردن است

وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود

وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم
يعني اصلا حال خوبي ندارد

وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي

وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي

وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند

وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس] مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي

وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد

وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي

وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

وقتي يک پسر حرفي نمي زند
حرفي براي گفتن ندارد

وقتي يک پسر بحث نمي کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد

وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
يعني واقعا گيج شده است

وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم
يعني واقعا حالش خوبه

وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني

وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند

وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس] مي فرستد
بدون که براي همه "فوروارد" کرده

وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود)

وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/07/04ساعت 11:9 AM توسط lootoos |


بهترين مترجم کسي است

 که سکوت ديگران را ترجمه کند

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/07/04ساعت 11:5 AM توسط lootoos |