تبليغاتX
 tap-toop


گـلـه مـيـكـرد زِ مـجـنـون لـيـلـي

گـلـه مـيـكـرد زِ مـجـنـون لـيـلـي كـه شـده رابـطـه‌ مـان ايـمـيـلـي
حــيــف ازان رابـطـة انـسـانـي كـه چـنين شـد كـه خـودت ميداني
عـشــق وقـتـي بـشـود دات‌كـامي حـاصلـش نـيـسـت بـجـز نـاكـامـي
نـازنـيـن خـورده مگـر گـرگ تورا؟ برده يا "دات‌كام" و"دات اُرگ" تورا؟
بــهــرت ايـمـيـل زدم پـيشـترك جـاي "سابجكت" نـوشـتم بـه درك
بـه درك گـر دل مـن غمگين است بـه درك گـر غم مـن سنگين است
بـه درك رابـطـه گر خورده تَـرَك قـطـع آنـهم بـه جـهـنـم، بـه درك!
آنـقـدر دلـخـور ازيـن ايـمـيـلـم كـه بـه ايـن رابـطـه هـم بـي ‌مـيـلم
مـرگ لـيـلي، نِت و مِت را ول كن هـمـه را جاي "اوكِي" ، "كنسِل" كن
OFF كـن كـامـپـيـوتـر را جـانـم يـار مـن بـاش و بـبـيـن مـن ON ام
اگـرت حـرفـي و پـيـغـامـي هسـت روي كـاغـذ بـنـويـس بــا دسـت
نــامـه يـك حـالـت ديـگـر دارد خـــط ِ تـو لـطـف ِ مـكـرر دارد
خسته ازFont و زِFormat شده‌ام دلـخـور از گـردالـيِ @ شــده‌ام
كرد "ريـپـلاي" بـه لـيـلـي مـجـنـون كه دلم هست ازين "سابجكت"خون
بـاشـه فـردا تـلـفـن خـواهـم كـرد هرچه گفتي كـه بكن خـواهم كـرد
زودتـر پـيـش تـو خـواهـم آمـد هي مـرتـب بـه تـو سر خـواهـم زد
راسـت گـفتـي تـو عـزيـزم لـيـلـي ديــگر از مــن نــرسـد ايـمـيـلي
نـامـه ‌اي پـسـت نـمـودم بـهـرت بـه امـيـدي كـه سـرآيـد قـهـرت
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/28ساعت 11:55 AM توسط lootoos |


چشمهايم را كسي به زور مي بندد ... چشمهايم را اگرببنديد پلكهايم بي وقفه تلاش خواهند كرد ... هيچ كس كورتر از آنكه نگاه نمي كند نيست ... پروانه بايد در باد رها باشد ... قفس جاي پرزدن ندارد اين را همه مي دانند ... تعجب من بارها از اين است كه ميان اعداد گيج شده اند بعضيها ... ! دلم پروانه اي در مشت ايشان است ..من به نقطه تحمل رسيدم و اينك پرواز كردن كم كم از ياد من خواهد رفت ... زيار انديشه هايم ،‌انگيزه هايم و اميدهايم دفن مي شوند در اين قفس ... خدايا پرواز را در حافظه ام حفظ كن تا روزي كه درهاي قفس را باز كنم و مشت گره كرده ايشان مرا به فضا پرتاب كند

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/06/26ساعت 3:24 PM توسط lootoos |


به جان خودم نظر ندی .................................

Click Here And Join Us Now! 

+ نوشته شده در شنبه 1385/06/25ساعت 12:13 PM توسط lootoos |


خداحافظ!!!



ديگر هوايي براي تنفس نيست

قاضي سرنوشت من، عاقبت خواستي تا رعشه هاي مرگ را بر اندام بي تابم نظاره كني؟

پس شتاب كن....

گلويم بي تاب طناب دار فراموشي توست...

نفس هايم به شماره افتاده اند...

شتاب كن...شتاب...

+ نوشته شده در شنبه 1385/06/25ساعت 12:0 PM توسط lootoos |


غروب از قايمباشك بازی شب و روز خسته شد.
براي اينكه آدم خوشبيني شود، بيني اش را عمل كرد.
در روز باراني چتر الگوي فداكاري است.
ضبط از صداي بلند نوار سردرد گرفت.
عكس توقف زمان است.                   
آسمان به زمين آمد ديد خبري نيست.
هر لقمه اي را كه فرو ميدهم، معده ام فرياد ميزند خوش آمدی.
براي اينكه حرفهاي بزرگي بزنم، دهانم را زير ميكروسكوپ ميگذارم.
سيب به درخت چسبيده، به قانون نيوتن دهنكجي ميكند.
زنبور تنها پزشكي است كه بدون معاينه به مريض آمپول مي زند. 
از دودلي خسته شده بودم، يكي از آنها را يدكي نگه داشتم.
آدم عجول به جای ماهی قورباغه می گیره.
به خاطر افکار عتیقه ای که داشت مغزش را به موزه سپرد.
چراغ راهنمایی از بس که چشمک زد مژه هایش ریخت.
تا دو کلمه حرف حساب زدم چرتکه لبخند زد.
وقتی بچه را از شیر گرفتند عاشق بستنی شد.
تفنگ را با خشاب معلومات به مغزت شلیک کن.
اگر مترسک عقل داشت تا حالا زیر آفتاب منفجر شده بود.
آنقدر گرم صحبت شده بود که ذوب شد.
زندگی سخت ترین راه خود کشی است.
موقع حرکت باک بنزین کفشم را پر میکنم.
بعضی ها از ترس اینکه دل درد بگیرند به رد و دل دیگران گوش نمی دهند.
وقتی افکار نویشسنده به پایان رسید قلم مرخصی گرفت.
شخصیت های داستان تولد نویسنده را جشن گرفتند.
گوینده وقتی از عشق حرف میزد عاشق میکروفون شد.
خواب را چون سرمه بر چشمانش کشید.
بعضی ها می خواهند با جراحی بینی دروغشان را پنهان کنند.
چون دلم دودکش ندارد ماهی دودی نمی خورم.
جایی که که پای عشق در میان باشد پای عقل می لنگد.
آخرین چیزی که به زندگی معنا می دهد مرگ است.
وقتی کتاب مخوانم چنان غرق می شوم که باید نجات غریق بیاورند.
با کاسه سرم افکارم را آبکشی می کنم.
در موقع خماری پای افکارم را قلم می کنم.
مرگ با لبخند ساختگی تولدم را شادباش گفت.
روی افکار خوابیده ام لحاف می کشم.
از بیم فردا به دیروز عفب نشینی کردم.
دریا وقتی به سن بلوغ رسید اقیانوس شد
در رقابت عقربه هاي ساعت با يكديگر هميشه بازنده چشم من است.
آنقدر برايت كوتاه آمدم كه در نهايت ناپديد شدم.
نمك زياد در خانه باعث شورش در خانه شد.
ضد حال يعني سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه.
ضد حال يعني روز آخر خدمت اضافه خدمت بخوري.
مارها از نيش آدميان به دامان طبيعت شكايت كردند.
ماهي هيچگاه براي تعطيلات به كنار دريا نمي ره.
جوانی که آرزوهایش بر باد رفته بود از اداره هواشناسی شکایت کرد.
وقتی پست بالاتری یه تو دادند با هواپیما به سر کار برو.
آخرین ادوکلنی که استفاده می کتیم کافور است.
بيكاري هم خودش كاري است افسوس كه مرخصي و تعطيلي نداره.
پرندهاي كه فريب مترسك رو بخوره از گرسنگي مي ميره.
تنها ماهي است كه به راستي دل به دريا مي زند.
پرنده گوشه گير روي شانه مترسك لونه مي سازه.
گياه توي گلدان شبها خواب گلدان را مي بيند.
كمترين ميزان آمار طلاق متعلق به حلزون هاست چون نه مشكل خانه دارند نه ماشين.
باغبان برای درختی که در فصل بهار سبز نشده بود بازوبند سیاه بست.
می خواستم سربسته حرف بزنم که سرم را دستمال بستم.
چون قدش کوتاه بود بلند حرف میزد.
دلم رو به دریا زدم ولی دلشوره ام زیاد شد
+ نوشته شده در شنبه 1385/06/25ساعت 11:56 AM توسط lootoos |


 
+ نوشته شده در شنبه 1385/06/25ساعت 11:35 AM توسط lootoos |


 
آسان ترين راه خودكشي براي دخترها:
 
تخت خواب را آماده كنيد / بريد زير پتو { اتاق حتما تاريك و ساكت باشه } حالا
 
چشماتونو ببنديد و فرض كنيد يه موش خوشگل داره روي تنتون راه ميره .
 
خواهش مي كنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد . مرسي .
 
توي جهنم مي بينمتون
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/06/22ساعت 11:6 AM توسط lootoos |


Download

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/06/22ساعت 10:27 AM توسط lootoos |




 
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/21ساعت 10:49 AM توسط lootoos |


 

آخرش از عشق چه دانی که به من پیوستی
چشم در چشم من و دل سوی دلدار دگر
بی خداحافظی رفتی پی یک یار دگر
تو بدون بی تو غروبه همه ساحل من
غیر از تو عشق دو رنگت که شده واسه من
بعد یک عمر به رویای خودم میخندم
که چرا دل به غریبه ز وفا می بندم
دل من صبر میخواد تا که سیه پوش بشه
مشعل عشق تو از حافظه خاموش بشه
مشعل عشق تو من را تو دو راهی گم کرد
من و تا آخر عمر قربونی مردم کرد
من بیچاره که با مشعل تو وا موندم
توی مرداب نگاه تو بازم جا موندم
تو بریدی و تو رفافت بازم باختی
من و باش چه قصری از جنس نگاهت ساختم
تو دیگه منو نمیخوای رفتن و حاشا میکنی
چرا باز می خندی و منو تماشا میکنی

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/21ساعت 10:44 AM توسط lootoos |


100% فمینیستی (آقایون نخونن)

چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را می بینند شکم هایشان را تو می دهند

به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست

یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
صد و چهل و چهار مرد در يک اتاق

برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
سه تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان می دهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"

تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند

شما به مردی که همه چیز دارد چه می دهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید

نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/21ساعت 10:35 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در یکشنبه 1385/06/19ساعت 2:4 PM توسط lootoos |


+ نوشته شده در یکشنبه 1385/06/19ساعت 2:3 PM توسط lootoos |


Arouse Man

Nafase Boride

Abraye Paeizi

Khianat

Kam Tahamol

Moteasefam

Gole Sar

Parande

Felestin

Sange Saboor

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/06/19ساعت 11:56 AM توسط lootoos |


agar natoonestin matlabaharo bekhonin rast click konid roye encoding unicod(utf-8) ra entekhab konid agar baz ham nashod roye arabic(windows) click konid

mer30 az nazarhaye ke midin

be peyvandha ham sari bezanid bloghaye bahali hastan ke montazere nazaraye shomast

khosh bashin

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/06/19ساعت 11:36 AM توسط lootoos |


تست هوش

سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی

سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

پاسخ:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟)
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!


سوأل سوم:
پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم
پنجمی چیه؟

پاسخ: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.
+ نوشته شده در یکشنبه 1385/06/19ساعت 11:25 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در یکشنبه 1385/06/19ساعت 11:23 AM توسط lootoos |


 
+ نوشته شده در شنبه 1385/06/18ساعت 3:33 PM توسط lootoos |


+ نوشته شده در جمعه 1385/06/17ساعت 11:52 PM توسط lootoos |


خصوصیات پسرا :

 

1- به محض اینکه پشت لبشون سبز شد زن میخوان .

 

2- شصت تا دوست دختر دارن ولی به همه میگن که اصلا دختر بازی را دوست ندارن .

 

3- در دو کار استاد هستند : دعوا کردن و فحش دادن .

 

4- افتخار میکنند که اصلا به ناموس مردم نگاه نمیکنند ولی تا دلت بخواد فیلمهای  ضایع میبینند .

 

5- فکر میکنند که تموم دخترا کشته مرده ی اونان .

 

6- وقتی برای اولین بار با یک دختر حرف میزنند بدنشون میره رو ویبره(همان لرزش خودمون) .

+ نوشته شده در جمعه 1385/06/17ساعت 7:51 PM توسط lootoos |


اگر میخواهید بازیگر شوید

 

بخوانید...!

 

 

این یک دستورالعمل کامل و جامع است ولی در مورد دختران و پسران

 

فرق میکند.هدف از ارائه این دستور العمل راهنمایی هر دسته به طور

 

جداگانه بوده که در زیر میتوانید آنها را ملاحظه کنید.

 

بخش 1 - برادران :

 

1- بهتر است که به چهره خود به خوبی برسید و از انجام هیچگونه

 

عمل جراحی بر روی آن خودداری نکنید.(انجام لیپوساکشن الزامی

 

است !!!!!!)

 

2- برای اطمینان از قبولی در آزمون ورودی بهتر است که موهای

 

بلندی داشته باشید که اگر احیانا به عنوان بازیگر پذیرفته نشدید حداقل

 

بتوانید نقش دسته جارو را بازی کنید.(داشتن موی بور جهت شباهت به

 

جارو الزامی است!!!!)

 

3- بهتر است که تحصیلات آکادمیک داشته باشید که وقتی از شما سوال

 

شد اسم و فامیل واقعی گوگوش چیست کم نیاورید.(دانستن تعداد دوست

 

پسرها در دوره جوانی الزامی است!!!!!!!!!)

 

4- بهتر است تجربه بازی در سبکهای مختلف را داشته باشید تا اگر

 

نقش درخت به شما واگذار شد به خوبی از عهده اجرای آن بربیایید

 

(داشتن شاخه های متعدد الزامی است!!!!!!!!)

 

5- بهتر است پول زیادی داشته باشید که اگر احیانا هیچ کدام از راههای

 

بالا جوابگو نشد حداقل با پول بتوانید در فیلمی به کارگردانی پوران

 

درخشنده بازی کنید و بشوید بهرام رادان و بعد هم جایزه بگیرید.(پول

 

که دارید دیگر هیچ چیز الزامی نیست)

 

 

بخش 2 - خواهران :

 

1- بهتر است که چشمانتان رنگی باشد در غیر این صورت باید به هر

 

صورتی که میشود رنگشان کنید و قبل از ساخت فیلم بروید هی جلوی

 

کارگردان پلک بزنید.(داشتن لنز در انواع و اقسام رنگ الزامی

 

است!!!!!!!)

 

2- بهتر است که دندانهای جلویتان بزرگ باشد در غیر اینصورت باید

 

به هر روشی متوسل شوید تا دندانهای کوفتی شما رشدی غیر عادی داشته باشید(ریختن کود

 

پای دندانها الزامی است...!!!!)

 

3- داشتن یک هیکل متناسب نیازی مبرم است.بهتر است که همه

 

قسمتهای بدن شما رشد مناسبی کرده باشد که اگر احیانا فیلم هیچگونه

 

جذابیتی نداشت از شما به عنوان جاذبه استفاده کنند.(پوشیدن لباس تنگ

 

الزامی است!!!!!!!!!)

 

4- بهتر است که شما نیز تجربه بازی در سبکهای مختلف را داشته

 

باشید تا اگر به طور ناگهانی نقش کنده به شما واگذار شد به خوبی از

 

پس اجرایش بر بیایید.(داشتن سوراخ به تعداد زیاد الزامی است!!!!!!!)

 

5- بهتر است پول زیادی داشته باشید که اگر احیانا هیچ کدام از راههای

 

بالا جوابگو نشد حداقل با پول بتوانید در فیلمی به کارگردانی فریدون

 

جیرانی بازی کنید و بشوید هدیه تهرانی و بعد هم جایزه بگیرید.(پول که

 

دارید دیگر هیچ چیز الزامی نیست)

 

 

بخش 3 - نتایج اخلاقی :

 

1- اگر میخواهید بازیگر شوید باید قید دین ودینداری و عفت را بزنید

 

چون ممکن است مجبور شوید هر کاری را انجام دهید.

 

2- بهتر است بدانید که برای بازیگری در ایران هر کاری ممکن است

 

الزامی باشد.

 

3- برای بازیگر شدن در ایران فقط نیاز به پول زیاد و قلمبه دارید و

 

دیگر هیچ

+ نوشته شده در جمعه 1385/06/17ساعت 7:48 PM توسط lootoos |


 
توخوشبختی
آیا سقفی بالا سرت هست؟ نانی برای خوردن
لباسی برای پوشیدن و ساعتی برای خوابیدن داری ؟ آری
نامی برای خوانده شدن کتابی برای آموختن
و دانشی برای یاد دادن داری ؟ آری
بدنی سلامت برای برداشتن سبد یک پیرزن .
سخنی برای شاد کردن یک کودک
دهانی برای خندیدن و خنداندن داری؟آری
لحظه ای برای حس کردن قلبی برای دوست داشتن داری ؟ آری
پس خوشبختی بسیار خوشبخت
+ نوشته شده در جمعه 1385/06/17ساعت 3:28 PM توسط lootoos |


فكر ميكنين پسرا و دخترا چه جوري نيمرو درست ميكنن؟

دخترها:
1- توي ماهيتابه روغن ميريزن
2- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
3- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
4- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:
1- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
2- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
3- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
4- توي ماهيتابه روغن ميريزن
5- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
6- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
7- چند تا فحش ميدن
8- دنبال كبريت ميگردن
9- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
10- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
11- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
12- تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
13- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
14- ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
15- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
16- روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
17- تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
18- دنبال نمكدون ميگردن
19- نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
20- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
21- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
22- صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
23- نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
24- بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
25- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
26- توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
27- با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
29- سريع برميگردن توي آشپزخونه
30- تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
32- دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
33- قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
38- روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
+ نوشته شده در جمعه 1385/06/17ساعت 11:40 AM توسط lootoos |


گاهی اوقات
احتیاج به یه آدمی داری٬
یه دوستی٬
که واسته روبه‌روت
محکم توی چشمات رو نگات کنه
و بزنه تو گوشت
که تو٬ صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونه‌ت و دوباره نگاش کنی
ببینی که خشمگینه٬
ببینی که از دستت عصبانیه
توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره
ببینی که دوستته.
که نگاش کنی٬ همون‌جوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده٬
که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬ به خودت بیا .. تو چته .. »
که سرت فریاد بکشه ..
که تو یه هو بلرزی٬
که بری بغلش٬
که بغلت کنه٬
همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت٬ توی موهات٬
که سرت رو فشار بده توی گودی‌ شونش٬
که تو چشمات رو ببندی٬
روی شونه‌ش گریه کنی٬
بلزی٬
و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته ..

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/06/16ساعت 11:49 AM توسط lootoos |


هي بازيگر! گريه نکن! ماهمه مون مثل هميم
صبحا که از خواب پا ميشيم نقاب به صورت مي زنيم
يکي معلم ميشه و يکي ميشه خونه بدوش
يکي ترانه ساز ميشه يکي ميشه غزل فروش
کهنه نقاب زندگي تا شب رو صورتاي ماس
گريه هاي پشت نقاب مثل هميشه بي صداس

هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش

کاشکی مي شد تو زندگي ما خودمون باشيم و بس
تنها براي يک نگاه، حتي براي يک نفس
تا کي به جاي خود ما نقابه ما حرف بزنه؟
تا کي سکوتو رج زدن نقش نمايش منه؟

هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش

مي خوام همين ترانه رُ رو صحنه فرياد بزنم
نقابمو پاره کنم، جاي خودم داد بزنم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/06/16ساعت 11:34 AM توسط lootoos |


آن هنگام که آن بوته خار بر روی زمين تنها بود

خداوند گل سرخی را درکنارش رويانيد ...

آن گل در کنار بوته خار شکفت .............

خداند برگشت و آن گل را از روی زمين با خود به
آسمان برد .

اما آن گل ديگر هرگز نشکفت .........

نشکفت آری آن گل سرخ ريشه اش را کنار آن بوته
روی زمين جا گذاشته بود

آخر آن گل به آن بوته خار دل بسته بود

درآن هنگام بود که خداوند گريست .. گريست و عشق
را آفريد .....
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/06/16ساعت 11:30 AM توسط lootoos |




          
  آینه ی سفر
 

مسافر از کنارِ من ساکتُ بی صدا گذشت
 
رفت تا تو خاطرات من شاید بشه یه سرگذشت
 
مسافری که هر قدم با منُ مثلِ سایه بود
 
منُ تو غُربت جا گذاش، رَف با بودُ نَبود
 
مسافِرِ خسته ی مَن، مَن از تو خسته تَر بودم
 
تُو رفتیُ پَر کشیدی، مَن که کبوتر نبودم
 
رفتی رسیدی آسمون، خوب می دونم قَد کشیدی
 
امّا تو آینه ی َسَفر، چشمای خیسُ ندیدی
 
دلم می خواد داد بزنم، نفرین بِه هر چی سَفرِه
 
آخرِ قصّه ی سفر، این عشقِ که دربِدرِ
 
سفر اَگِه قصّه باشه، آخرِ قصّه مُردَنِ
 
از غصّه دل شکستنُ، به گریه دِل سِپردن ِ
 
مسافِرِ ساده ی من، از کی فرار کردی بگو
 
نیستی ولی خیالِ من، نشسته با تُو روبرو
 
فاصِله بینِ منُ تُو، دُرُستِه صد تا نَفَسِه
 
امّا هوای ِ سبزِ تُو، پیشِ دلَم تو قَفسِه....

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/06/16ساعت 11:29 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/06/15ساعت 1:2 PM توسط lootoos |



کنار هر خیابونی ، یه جاده از من کشیدن
از رو تنم گذشتن و، به خونه هاشون رسیدن
به من می گن پیاده رو،  رفیق عابرا منم
چن دفه هر روز همتون ، رد می شین از روی تنم
من مثه خط ممتدم ، پر از صدا و ساکتم
میون دست زندگی ، با بعضیا یه رابطم
تو کسب دس فروش پیر، سفره کاسبیش منم
هر روز هزار بار الکی ، شاهد عاشق شدنم
می شنوم از زیر پاتون ، چه جور به هم دروغ می گین
با عشوه و ناز و ادا ، بهم دیگه دروغ می گین
بعضیاتون مثل شبین ، ساکت و سرد و بی صدا
فرقی ندارین واسه من ، پولدار و بی پول و گدا
خلاصه هر صب تا غروب ، یه جورایی جون می کنم
قدم رو قلبم می ذارین ، بوسه به پاتون می زنم
اما شبا قصه من ، فلسفه گنگ غمه
قصه بیچارگیا ، یه جور سکوت مبهمه
شبا تو شهر شهرتون ، بعضیا سقفی ندارن
من می بینم سراشونو ، گشنه رو بالین می زارن
سقفشون آسمونه و ، پتوی زیرشون منم
دست خودم نیست به خدا ، زمستونا سرده تنم
از زور سرما خیلیا ، تو دستاشون « ها » می زنن
بعضیاشون صب نشده ، رو دست من جون می کنن
کجایی آمبولانس پیر ، بازم یکی پر کشیده
پرده آخر شبو ، هیش کی به جز من ندیده
وقتی می خواس سفر کنه ، می گف که از ما بهترون
قرعه خوب و بد داره ، دستای این دوره زمون
من که غریب و بی صدا ، رفتم از این دیر بلا
این دم آخر واسه من ، فرقی نداش گل با طلا
مسافر این حرفا رو زد ، چشماشو بست و رف سفر
مردم شهر شب خبر ، کم شده بازم یه نفر
قصه تکراری من ، با اینکه گفتن نمی خواد
دلم می خواد داد بزنم ، اما صدام در نمی یاد
به من می گن پیاده رو ، رفیق عابرا منم
بعضیا بعضی از شبا ، می رن سفر از رو تنم ...
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/06/15ساعت 12:55 PM توسط lootoos |


صبر کن تا ببینی
چه اندازه تفاوت وجود دارد :
یکی خودخواه ، یکی از خود گذشته !!

یکی با معرفت تا جایی که
اولین و آخرین تو هستی برای او
یکی تا حدّی بی معرفت که ... !!

یکی چنان عاشق که هر بی مِهری را
به جان میخرَد تا یارش ذرّه ای نرنجد
یکی از عاشقی بویی نبرده اما
ادعای عشق ِ او همه جا را متعفن کرده است !!

یکی با درک و فهم بالا
که آرامش می آورد برایت
یکی چنان لاشعور که
فکرش هم می آزارد تو را !!
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/06/15ساعت 10:53 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/14ساعت 11:3 AM توسط lootoos |


یارب این قافله را لطف ازل بدرقه باد

                    که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام

ماجرای من و مغشوق مرا پایان نیست

                           هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/14ساعت 11:0 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/14ساعت 10:47 AM توسط lootoos |


روزعاشق شدی وخواستی بهش بگی دوسش داری اول ببین چقدرآمادگی داری
ببین میتونی بهش دروغ نگی
ببین میتونی باهاش صادق باشی یانه
اگه دیدی هنوزیه چیزایی داری که نمیتونی بهش بگی هیچوقت پا جلو نذار
یه چیزدیگه اگه یه موقع دیدی عاشق شدی جلو نره چون عشق مساوی با هوسه
ولی اگه دیدی باتمام وجوددوسش داری
اگه دیدی بدون اون قلب دردمیگیره خودت روباورداشته باش وبرو جلو ومطمئن باش به نتیجه میرسی
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/14ساعت 10:45 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/14ساعت 10:34 AM توسط lootoos |


مرسی از این همه محبتی که به من دارید
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/14ساعت 10:34 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/14ساعت 10:32 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/14ساعت 10:28 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در دوشنبه 1385/06/13ساعت 6:8 PM توسط lootoos |


+ نوشته شده در دوشنبه 1385/06/13ساعت 6:7 PM توسط lootoos |


به تو ای دوست سلام
دل صافت نفس سرد مرا آتش زد
کام تو نوش و دلت گلگون باد
بهل از خویش بگویم که مرا بشناسی
روزگاریست که هم صحبت من تنهاییست یار دیرینه من درد و غم رسواییست
عقل و هوشم همه مدهوش وجودی نیکوست ولی افسوس که روحم به تنم زندانیست
چه کنم با غم خویش؟
گه گهی بغض دلم میترکد
دل تنگم زعطش میسوزد
شانه ای میخواهم
که گذارم سر خود بر رویش
و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست
کاش میشد که من از عشق حذر میکردم یا که این زندگی سوخته سر میکردم
ای که قلبم بشکستی و دلم بربودی زچه رو این دل بشکسته به غم آلودی؟
من غافل که به تو هیچ جفا ننمودم بکن آگه که کدامین ره کج پیمودم
ای فلک ننگ به توخنجرت ازپشت زدی به کدامین گنه آخرتو به من مشت زدی؟
کاش میشد که زمین جسم مرا می بلعید کاش این دهر دورو بخت مرا برمی چید
آه ای دوست که دیگر رمقی درمن نیست تو بگو داغتر از آتش غم دیگر چیست؟
من که خاکسترم اکنون و نماندم آتش
دیگر ای بادصبا دست زبختم بردار
خبر از یار نیار
دل من خاک شد و دوش به بادش دادم
مگر این غم زسرم دور شود
ولی انگار نشد
بگو ای دوست چرا دور نشد؟

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/06/13ساعت 6:7 PM توسط lootoos |


+ نوشته شده در دوشنبه 1385/06/13ساعت 11:6 AM توسط lootoos |


        گلایه حرفِ آخر ِ
 
حَرفترین ِ واژه ها، سکوتِ محض ِ نازنین
 
تو لحظه ی سکوتِ من، صدای ِ فریادُ ببین
 
تو هِق هِقِ ترانه ای، که بی تو از تو خوندمِش
 
تمومِ قلبِ قصَّمُو، به دستِ تو شِکوندَمِش
 
عروجِ سبزِ هر نَفَس، پَر زَدن اَز پُشتِ قفس
 
رو لحظه ی عروجِ من، قدم بزن هَوَس هَوَس
 
کویر خشکُ بی علف، خیسترین چشمُ داره
 
بذار رو خُشکی ِ دلم، چشمِ تُو بارون بباره
 
شادترین شعرِ شَبم، سرودِ با تُو بودن ِ
 
امّا تموم عُمر ِ مَن، صرفِ غزل سُرودَن ِ
 
رازترین حرفای ِ دل، تو عُمق ِ چشمِ هر کَس ِ
 
تو چشمِ من یه بُغضیِه، که از غمِ تُو می رس ِ
 
بازترین پنجره ها، همیشه رو به ساحلِ
 
تو شعر ِ امشبم ولی، دریچه اسم ِ فاعِلِ
 
سردترین فصلِ زمین، وقتِ سکوتِ جنگلِ
 
تو فصلِ سردِ عاشقی، حضور ِ تُو یِه مشعلِ
 
رو آخرین پرده ی شب، نقشِ تُو نقِش ساغر ِ
 
تو جاده های بی سفر، گلایه حرفِ آخر ِ....

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/06/13ساعت 11:0 AM توسط lootoos |


نا كسي گر بر كسي بالا نشيند عيب نيست
روي دريا خس نشيند عمق دريا گوهر است
دود اگر بالا نشيند كسر شآن شعله نيست
جاي چشم ابرو نگيرد گر چه او بالاتر است
آهن و فولاد از يك كوره مي آيند برون
آن يكي شمشير گردد وان دگر نعل خر است
كره اسب از نجابت در عقب ماند همي
كره خر از خريت پيش پيش مادر است
شست و شاهد هر دو دعوي بزرگي ميكنند
                                      پس چرا انگشت كوچك لايق انگشتر است؟
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/06/13ساعت 10:36 AM توسط lootoos |


+ نوشته شده در یکشنبه 1385/06/12ساعت 3:40 PM توسط lootoos |


+ نوشته شده در یکشنبه 1385/06/12ساعت 3:24 PM توسط lootoos |


+ نوشته شده در یکشنبه 1385/06/12ساعت 3:21 PM توسط lootoos |



می دونی

یهویی تو یه لحظه نگاهت میافته تو نگاه یه آدمی
یهویی می بینی که داره ته چشماتو می بینه،‌توی دایره‌ی خودت،
یهویی میبینی این یکیه که بلده تو رو از توی چشمات بخونه
یهویی قلبت مچاله میشه و میریزه پایین
یهویی نگاهتو از نگاهش میکشی بیرون و یه جای دیگه را نگاه می کنی
ممکنه یهویی صدای قدمهاشو بشنوی که داره میاد طرفت که بگه خوندمت
ممکنه هم بره و هیچوقت دیگه نبینیش
میدونی؟
+ نوشته شده در یکشنبه 1385/06/12ساعت 1:8 PM توسط lootoos |